عماد الدين حسن بن علي الطبري

490

مناقب الطاهرين ( فارسي )

امير المؤمنين عليه السّلام بر پشته‌اى كه آنجا بود رفت و دعاى بخواند و از خداى تعالى بخواست كه ايشان را طعام بدهد و به زير آمد . هنوز قرار نگرفته بود به خيمهء خويش الّا كه كاروان بعد از كاروان مىآمد و بار گوشتهاى قديد « 1 » و خرماها و آرد و علف چهار پاى و جلالهاى « 2 » بهائم و هر چه بدان محتاج بودند آورده بودند و زود بازگرديدند . و ندانستند كه ديو بودند يا آدمى و از كجا آمده بودند و به كجا مىرفتند . « 3 » و گويند كه : يكى مالى چند به صادق عليه السّلام برد و در چشم وى آن بسيار بود . غلامى را بخواند و در كنار سرا طشتى نهاده بود . غلام را گفت : آن طشت به من آور . و كلام چند خفى گفت و اشارت به طشت كرد . درستهاى « 4 » زر از طشت ريزيدن گرفت تا چندان كه ميان امام عليه السّلام و ميان غلام زر حاصل شد . امام عليه السّلام گفت : نه زر و مال از شما براى احتياج مىگيرم و انّما براى تطهير شما مىگيرم . « 5 » ابو جعفر محمّد هلالى گويد : مرا صد و بيست و هشت سال بود و به صادق عليه السّلام رفتم به حيره . سه روز آنجا بودم و از كثرت خلق به وى راه نيافتم . روز چهارم به زيارت امير المؤمنين عليه السّلام رفت . من نيز با وى بيامدم . و در ميان راه بول بر وى غلبه كرد ، از راه دور شد و بول بكرد . پس پاى بر زمين زد ، آب روان بيرون آمد . طهارت كرد و نماز گزارد . و اين نيز معجزهء موسى بن عمران است . و روى به من كرد و گفت : نگويى

--> ( 1 ) - قديد : گوشت بريده شده و نمك سود . ( 2 ) - جلال : جمع جل : پالان چهار پايان . ( 3 ) - الثاقب / 157 . ( 4 ) - درست : سوم و زر مسكوك ، سكّهء تمام عيار . ( 5 ) - الثاقب / 157 .